جو ساتریانی

Thursday, June 26, 2008




به اعتقاد بسیاری از منتقدان،جو ساتریانی یکی از تکنیکال ترین و مؤثرترین گیتاریست ها در عرصه موسیقی راک در دو دهه اخیر بوده است و نه تنها به عنوان یک ابر گیتاریست،بلکه به عنوان یک شخصیت فروتن و اخلاقمند در بین اهل هنر از احترام خاصی برخوردار میباشد. او با انتشار هر آلبوم جدید جوایز بیشماری را به نام خود کرده است و با تربیت شاگردانی چون«استیو وای»،«کرک همت»(متالیکا)،«لری لالند»(پریموس)،«جف تاسین»(تی راید)، «الکس اسکلنیک»(تستامنت) نام خود را به عنوان یکی از فرهیخته ترین معلمین گیتار به ثبت رسانده است.

او در پانزدهم جولای 1956 میلادی به عنوان کوچکترین فرزند از یک خانواده پرجمعیت چشم به جهان گشود.پدر و مادرش هر دو نوازندگان قابلی بودند و گوش او با موسیقی کلاسیک،جاز، آر . اند . بی،راک اندرول و همچنین موسیقی اعتراض انگلیسی آشنایی کامل داشت و لحظه ای از کلکسیون نوار برادر و خواهران بزرگترش غافل نمی شد.

در 9 سالگی فراگیری درامز را آغاز نمود و با نت خوانی و تمرین منظم موسیقی آشنا شد. به طور خلاصه عوامل بسیاری دست به دست هم دادند تا او به موسیقی راک علاقه مند شود ولی به گفته خودش این«جیمی هندریکس» بود که انگیزه گیتاریست شدن را در او زنده نمود.

جو ساتریانی در سن 14 سالگی و در حین تمرین فوتبال با شنیدن خبر فوت «جیمی هندریکس» بی درنگ به سراغ مربی تیم رفت و ضمن عرض خداحافظی ابلاغ کرد که می خواهد گیتاریست شود.در دبیرستان تئوری موسیقی را فراگرفت و با عضویت در گروهای موسیقی دبیرستان به اجرای آثاری از «جیمی هندریکس»،«لدزپلین»،«بلک سابات»و... پرداخت . ولی به گفته خودش با یافتن کتابی از «جو پس» با موضوع آکوردهای جز،نوازندگی اش برای همیشه دگرگون گردید و متعاقب آن مدتی را به فراگیری موسیقی نزد معلم مشهور «لنی تریستانو»اختصاص داد.

یک سال و نیم پس از شروع نوازندگی گیتار،تدریس گیتار را آغاز نمود. او خطاب به یک گفت و گودر جواب علت روی آوردن به تدریس گیتار می گوید:

«خب،یه جورایی به خاطر نیاز مالی به تدریس گیتار روی آوردم.قبل از این به شغل هایی چون باغبانی،بنایی، حتی کار در فروشگاه لباس پرداخته بودم.ولی آرزوی به جز ورود به دنیای موسیقی نداشتم.»

و در گفت و گویی دیگر می گوید:

«من در دوره دبیرستان تدریس گیتار را شروع کردم خوب، مادر من معلم مدرسه بود و برای همین فکر می کردم باید کار راحتی باشه و از طرفی به خاطر نوازندگی در گروه موسیقی دبیرستان و همچنین اجراهای که در نمایشگاه پارک داشتم به شهرت نسبتا خوبی دست پیدا کرده بودم.»

و در جایی دیگر می گوید:

«استیو وای از اولین شاگردان من بود و یک روز وقتی خیلی کوچک بود در حالی که یک گیتار دست دوم بدون سیم در یک دستش بود و یک بسته سیم هم در دست دیگرش،اومد در خونمون و می خواست گیتار یاد بگیره و شکر خدا امروز با اون قد بلندش یکی از قابل ترین گیتاریست های دنیا محسوب می شه.»

«استیو وای» نیز در تایید این خاطره می گوید:

«اون روز حتی بلد نبودم سیم های گیتار رو بندازم و وقتی وارد اتاق جو شدم از دیدن پوستر های روی دیوار و امپ بامزه و کابل فنری گیتارش حسابی ذوق کرده بودم.»

جو ساتریانی در سال 1967 عازم برکلی شد و در پرداخت اجاره یک آپارتمان کوچک با دو خواهر بزرگترش شریک شد و شب ها با نوازندگی در یک گروه راک به نام«اسکوئرز» و روزها با تدریس در یک فروشگاه گیتار،رفته رفته اسم و رسمی پیدا کرد و در همین فروشگاه شاگردان گمنامی چون«کرک همت» و«لری لالند»را به اوج شهرت رساند.«اسکوئرز» یک کاور بند بود و از خودش هیچ قطعه ای نداشت و جودریافت که ادامه فعالیت در این گروه آینده ای به دنبال نخواهد داشت،پس به خلق آثاری برای گیتار مشغول شد. به همین منظور درتعطیلات کریسمس با یک استودیوی محلی تماس گرفت و با هزینه ای ناچیز پنج قطعه ضبط نمود.در این قطعات کلیه اصوات توسط گیتار تولید می شد . مثلا برای ارائه صدای گیتار باس سیم ششم گیتار را شل نمود و برای ارائه صدایی شبیه به درامز با اچار آلن به روی پیکاپ کوبید.

مدتی بعد ضبط چهار قطعه دیگر را نیز در برنامه کار خود قرار داد که متاسفانه به علت عدم استطاعت مالی،پروژه متوقف گردید تا این که با افتتاح دسته چک و گرفتن یک کارت اعتباری با اعتبار پنج هزار دولار دوباره کار به جریان افتاد و این اعتبار برای اتمام اولین آلبوم وی«Not of this earth» کفایت نمود.

جو ساتریانی نسخه ای از آلبومش را برای دوست قدیمی اش «استیووای» که در آن زمان با نوازندگی در گروه«فرانک زاپا»به شهرت قابل توجهی دست یافته بود فرستاد و او نیز در تمامی مصاحبه ها از جو ساتریانی به عنوان بهترین گیتاریست دنیا یاد نمود و جنجالی مطبوعاتی به راه انداخت.

هر چند این آلبوم مورد توجه مجلات معتبر موسیقی واقع شد و تا حدی نام او را مطرح نمود، ولی در واقع انتشار آلبوم دوم او یعنی «Surfing with the alien»در سال 1987 او را نه تنها در حیطه گیتار بلکه در دنیای موسیقی به شهرتی غیر قابل تصور رساند.او برای ظبط این آلبوم با این ایده وارد استودیو شد تا آلبومی باتمرکز کامل بر روی تکنیک های گیتار خلق نماید و شگفت آن که در واقع هر یک از آثار خلق شده در این آلبوم به تنهایی برای جاودانه شدن نام جو ساتریانی کافی بود.

بعضی از شاهکارهای این آلبوم عبارتند از:

Surfing with the alien

Snatch boogie

Crashing day


و همین آلبوم بود که نوازندگی سولو در تور جهانی«مایک جاگر»رابرای او به ارمغان آورد.

آثار منتشر شده از «جو ساتریانی» به ترتیب تا به امروز عبارتنداز:

Not of this earth (1986

Surfing with the alien (1987)

Dreaming # 11 (1988)

Flying in a blue dream (1989)

The extremist (1992)

The beautiful guitar (European compilation album (1993)

Time machine (1993)

Joe satriani (1995)

GThree : Live in concert (1997)

Crystal planet (1998)

Engines of creation (2000)

Additional creations (Bonus CD with limited “Engines of

creation”) (2000)

Live in san Francisco (previously recorded material) (2001)

Strange beautiful music (2002)

The electric Joe Satriani : An anthology (2003)

GThree : Rockin’ in the free world (2004)

Is there love in space? (2004)

GThree : Live in tokyo (2005)

Super colossal (2006)

جو ساتریانی گذشته از خلق آثار شخصی از معاشرتی ترین نوازندگان گیتار نیز محسوب می گردد. از همکاری های دوستانه او می توان از همنوازی به همراه«مایک جاگر» و«آلیس کوپر» و عضویت در گروه «دیپ پارپل» در سال1994 و اجراهای پی در پی G3 به همراه «اریک جانسون» ، «اینگوی مالمستین» ، «جان پتروچی» ، «روبرت فریپ» ، «کنی وان شفرد» ، «مایکل شینکلر» و... نام برد. که البته علاوه بر یک معاشرت دوستانه شاید بتوان از G3 به عنوان یک زورآزمایی هنری نیز نام برد که در آن جو ساتریانی و استیو وای یعنی شاگرد ارشد او پای ثابت می باشند.



یک گفت و گوگر از بدترین خراب کاری سر صحنه سئوال می کند؟!

«خدای من ، خیلی پیش آمده ولی بدترینش وقتی بود که آلیس کوپر با یک معرفی جانانه در حضور ده هزار نفر من را به صحنه دعوت کرد و من به داخل صحنه دویدم و اون قبل از اینکه وسائلم را چک کنم شروع به خواندن کرد. قطعه چند دقیقه طول کشید و البته امپ من کار نمی کرد و من مثل احمق ها در صحنه ایستاده بودم و حتی یک نت هم ننواختم و در انتها باید تعظیم می کردم.»


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/2/25/Joe_satriani.jpg


شخصیت ظاهری:

جو ساتریانی بسیار افتاده و فروتن می باشد و اغلب یک تیشرت استرچ بر تن دارد و یک عینک آفتابی بر چشم می زند و سرش را از ته می تراشد . بدون گیتار و عینکش یک فرد مهربان،ظریف ، کمی رنگ پریده با لبخندی ملایم و چشمانی هوشمند می باشد.»

نام همسر او Rubina می باشد . نام پسرش زی زی می باشد که البته برگرفته از نام پدرش یعنی Zachariah Zane می باشد.اتاق شخصی جو یک استودیوی کوچک با دیوارهای کوتاه و بدون پنجره در طبقه همکف می باشد . دیوارهای اتاق او پوشیده از پوسترهای قهرمانان راک همچون جیمی هندریکس و لدزپلین و همچنین جوایز طلایی مربوط به ساخته های خودش می باشد. یک درامز کوچک در گوشه اتاق به چشم می خورد و به عنوان یک ابر گیتاریست تعداد کمی گیتار در اتاقش وجود دارد. جو بر روی صندلی بدون دسته و در مقابل یک کامپیوتر با صدایی در حد یک رادیوی اتومبیل روزانه بین 8 تا 10 ساعت به نوازندگی و خلق آثارش مشغول می باشد.

ضمنا او امسال کاندیدای گرفتن جایزه Grammy شد ، هر چند موفق به دریافت آن نگردید و داوران «مادونا» را موزیسین قابل تری دانستند!!!!

تحت تاثیر چه گیتاریست یا گروه هایی بوده است:جیمی هندریکس ، جیمی پیج ، ون هلن ، آلوین لی ، جانی وینتر ، زی زی تاپ ، بیتلز،اریک کلاپتون ، جان مک لافلین ، سانتانا ، کوئین و...

گیتار:

گیتارهای Ibanez JS با سلیقه جو ساتریانی طراحی شده اند :

JS 100 - JS 900 - JS 1000 - JS 1200 - JS 2000در کلیه این گیتارها به غیر از JS 100 از پیکاپ Dimarzio استفاده شده این سری از گیتار ها دو پیکاپ جلو و دو پیکاپ در عقب دارند و هیچ کدام در وسط پیکاپ ندارند هر چند قابل ذکر است که در موقع ضبط آلبوم «Surfing with the alien» اصلا مدل JS وجود نداشته وخودش هم با مدل های پائین تر Ibanez که حتی پیکاپ وسط داشته قطعه«Satch boogie» را اجرا کرده (ولی به هر حال پیکاپ وسط مزاحم مظراب نوازی است و اغلب گیتاریست های تکنیکال عطایش را به لقایش

می بخشند.)

دسته گیتار او اساسا Rosewood و 22 فرت می باشد.سیستم مکانیکی Tremolo bar در کلیه این گیتارها (Floyd Rose) Edge Pro Bridge می باشد و در سر دسته حتما Lock وجود دارد.جو از سیم 009 جهت سیم یک و 042 جهت سیم شش استفاده می نماید و گیتارش را استاندارد یعنی E کوک می کند.

قطر فرت ها از فرت های Fender کمی قطور تر می باشد (6105/77)نوازندگی به کمک مضراب:

جو از مضراب Dunlop ضخیم استفاده می نماید و اغلب آن را با زاویه 45 درجه در دست می گیرد تا اصطلاک مضراب با سیم ها به حداقل ممکن برسد و همچنین در این زاویه Screamها خوش صداتر ارائه می گردند.اصولا از مچ مضراب می زند و اغلب انگشت کوچک خود را بر روی بدنه گیتار تکه می دهد و گاه در سرعت های بالا همچون Al di meola دست را از آرنج با حرکتی سریع در خود می چرخاند.(چیزی شبیه به حرکت دست هنگام بازنمودن کلید) و جهت اطمینان از حفظ فاصله دلخواه و جلوگیری از فرورفتن بیش از حد مضراب به درون سیم ها اغلب با انگشتان a-m و e به نرمی سطح گیتار را می خراشد.

نوازندگی به کمک انگشت:

او اغلب در مواقعی که می خواهد همچون zztop با لهجه غلیظ دهه هفتاد بنوازد و همچنین در مواردی که پایین آوردن Gain توسط Volume قصد ارائه صدایی بسیار شفاف و کلاسیک را دارد،از این تکنیک بهره می برد.البته او بر خلاف اکثر نوازندگان گیتار ناخن هر دو دستش را می گیرد.





فیگورهای دست چپ:


او از هر دو روش کلاسیک و جز بدون هیچ ارجحیتی استفاده می نماید.تکنیک جز Jazz Style:


دراین حالت شصت از بالا بر دسته گیتار قلاب می شود و سایر انگشتان نیز از پایین و به صورتی اریب بر روی سیم ها می نشینند که مورد استفاده این روش بیشتر در مواقعی است که بخواهد از انگشتان برای Bend یا Vibration استفاده نماید.


تکنیک کلاسیک Classic Style:


در این حالت شصت بر پشت دسته گیتار تکیه می زند و کف دست با دسته


گیتار فاصله میگیرد. انگشتان 2و3 کاملا عمود بر سیم ها می نشینند ولی انگشتان 1و4 تا می توانند از دو طرف باز می شوند.این تکنیک نیز مصارف بسیاری دارد و به خصوص هنگام اجرای لگاتوهای بی پایان وی و آکاردهای بسیار باز او خود نمایی می نماید




0 comments: